اعجازِ مادر


                اعــجـــازِ مـــــادر


  ای خـدای جـهـان، کـودکـی‌ام را بـر مـن بـاز بـده

مــادر! بــیـا و شــب تـا صــبـح بـر مـن نـاز بــده

بـار بـار دســت بـر ســرم بـکـش و نوازشــم کن

در گَـهـوارهٔ مـتـروکِ قـدیـمـم بـر مـن گـاز بــده


   شـاعــر: شـعـیـب بـــــــــاور



سفری کوتاه به سالیان دور؛ آنجا که جهان در تپش‌های قلب مادر معنا می‌یافت و زمان، در آرام‌ترین تکان‌های یک گهواره آرام می‌گرفت؛ جایی که زندگی ساده بود و امنیت، در سایه‌ی آغوش مادر جریان داشت.
این شعر، نجوايی است با خدای جهان برای لمس دوباره‌ی پاکی و آرامش کودکانه؛ تمنایی لطیف برای بازگشت به لحظاتی که در کنار مادر، دل بی‌هراس می‌تپید و جهان رنگ اطمینان داشت.

و در نهایت، ستایشی است از آن آغوشی که معنای نخستین آرامش، مهر و پناه در زندگی انسان را شکل می‌دهد.



نظرات

  1. هی مادر من دو سال پیش فوت نمود، به یاد مادرم افتادم😭

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. روح پاک، مادر جان تان قرین رحمت الهی باد🤲
      زندگانی تان توأم با سلامتی باد

      حذف

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

حدیث سرخ رَستن

کتیبهِ انجماد