پست‌ها

نمایش پست‌ها از نوامبر, ۲۰۲۱

بهارِ ناتمام

تصویر
 بهارِ ناتمام جوانی از نفس افتاد و تابــــــی در تـــوان نماند به سینه جز هجوم شعله‌های بی‌امـــــــان نماند دویدیم آن‌چنان در کارزارِ رنــــــج و نان و فردا که از آن شوق بی‌پایان، رمقـــــی در جـــان نماند هــزاران آرزو در بـــاغ دل روییـــــــده بود، اما کنون در خاک حسرت، غیر ســــوز خزان نماند رسیدن سهم ما شد، لیـــــک دیــــر و بی‌فرجام که دیگر شوق لبخندی به کنج این لـبــــان نماند غم ما نان نبود و نیست، غم این است ای یاران: که از ما و جوانی‌مان، بهاری در جهــــــــان نماند   شـاعــر: شـعـیـب بـــــــــاور